علامت ممنوع

تصمیم گیری برای زایمان طبیعی یا سزارین

سلام.دیشب وقت دکتر داشتم. دکتر جدیدی که بهم معرفی کردند. همونطور که گفتم راه دکتر قبلی برام دور شده بود.بیمارستانی هم که زایمان رو انجام میداد با بیمه ما جور در نمیومد.

دکتر قبلیم خانم دکتر حنطوش زاده بود که البته واقعا تو کار خودشون استادن و البته تخصصشون نا هنجاریهای جنینی هست ولی خوب در باب زنان و زایمان هم ویزیت می کنن.

دکتر جدیدم خانم ذهبیون هستن که تعریف ایشون رو هم زیاد شنیدم که می گفتن خیلی تمیز جراحیها را انجام می دهند و با انصاف هستند و برای بیمارشون وقت می گذارند.

دیشب ساعت ۸ با ایشون وقت داشتم که دوباره برام پرونده تشکیل دادن و آزمایشهای قبلیم رو چک کردن و من و شوهری در مورد سزارین و طبیعی از ایشون سوال می پرسیدم و تمام مدت خیلی با حوصله و مهربان جواب مارو میدادن .

به دکتر گفتم دکتر شما نظرتون در مورد سزارین و طبیعی چیه.گفت بعضی خانومهای باردار از اول خودشون اصرار بر سزارین دارن که ماهم انجام میدیم اما گاهی از میون همین خانومها بعد از معاینه می بینم که بعضیاشون آمادگی و تحمل زایمان طبیعی رو دارن. مثلا خانومی بود که قد بلندی داشت و بعد از معاینه لگن هم دیدم تحملش خوبه و حیف بود سزارین بشه و ازش خواستم طبیعی زایمان کنه و زایمان خوبی هم داشت.

عده ای هم هستند که اصرار بر طبیعی دارن و اگر مشکلی درخودشون و بچه نباشه طبیعی زایمان می کنیم اما همچین که با درد به بیمارستان میرسن انقدر به خودشون استرس میدن که نمی تونن همکاری کنن و بچه  خارج نمیشه و درد طبیعی رو هم کشیدن اما خودشون دوباره اصرار می کنن که سزارینمون کن. که البته وقتی بینیم بچه داره دچار مشکل میشه مجبور به سزارین میشیم.

دکتر می گفت الان یه جوری شده که طاقت مریضا کم شده و تحمل درد رو مثل قدیمیا ندارن.

دکتر گفت ۲۰ روزه دیگه منو معاینه می کنه و یه سونو گرافی هم براش ببرم اگه می تونستم طبیعی زایمان کنم که بیمارستان الغدیر و تهرانپارس به خونمون نزدیکه و گفت انصافا نسبت به خدماتی که ارائه میدن هزینه اش خوبه که البته اگر اونجا بریم دکتر یه هزینه جداگونه  ای که فکر می کنم قبلا ۶۰۰ تومان شنیده بودم می گیره. و چون طبیعی اورژانسی هست نزدیک خونه خودمون باشه هم برای دکتر و هم من خوبه.

اما بهم گفت اگر قرار شد سزارین بشی  با توجه به بیمه تکمیلی که دارم و تا سقف ۲ میلیون البته با فرانشیز ۲۰ درصد که می گفت اون ۲۰ درصد رو هم بعدا نامه میبرم بهم بر می گردونن می گفت حیفه که استفاده نکنم و بیمارستان بهتر نرم و گفت بیمارستان عرفان توی سعادت آباد خیلی خوبه و اونجا عمل کنم.

و دکتر هم هزینه جداگانه ای نمی گیره.

خلاصه از دیشب دو به شکم که سزارین برم یا طبیعی چون احتمال زیاد که دکتر حنطوش هم بهم گفته بود می تونم طبیعی هم زایمان کنم. دکتر ذهبیون هم گفت در نهایت انتخاب با خودمه.

اما با توجه به بهتر بودن بیمارستان عرفان و همینطور اینکه برای سزارین از قبل دکتر زمان تعیین می کنه و دیگه نمی خواد استرس رسیدن دکتر رو داشته باشم از طرفی شوهرم هم برنامش رو تنظیم می کنه و با هم بیمارستان میریم. از جهتی هم با این ترافیکای وحشتناک موقع زایمان طبیعی رسیدن به بیمارستان خودش معضلیه.

به هر حال به احتمال زیاد فکر کنم منم مثله خیلیا سزارین کنم هرچند از دردا و مشکلای بعدیشم خبر دارم که کمتر از درد قبل از طبیعی نیست. و البته خدا کنه به درد نرسم بعد سزارین بشم.

خلاصه هنوز وقت دارم فکر کنم تا ببینیم خدا هم برامون چی می خواد.

کوچولوی مامان هم که این روزا خیلی تنبل شده و تشنه حرکتاش شدم. دیگه کمتر حرکت می کنه. فکر کنم کپلو شده جاش تنگه. الهی فداش بشم. برای دیدن روی ماهش با باباییش خیلی بی تابیم.

هنوز نتونستیم تصمیم نهایی رو برای اسمت بگیریم دختر خوشگلم آخه هر اسمی انتخاب می کنیم یکی یه ایرادی می گیره.مثلا یکی میگه اسم یکی از همکلاسیامه که ازش بدم میاد.یکی می گه اسم بچه دوستمه اونوقت می گه اسم بچه مارو بر داشته و ...... آخه دوست دارم مامان بزرگ و بابابزرگ و خاله عسل هم اسمتو دوست داشته باشن اما در آخر رای می گیریم اگه فقط یه نفر مخالف باشه مشکلی نیست که اونم فکر کنم معمولا بابامه که هی میگه یه اسمی بزارین بزرگ شد هم بهش بیاد و اسم بچگونه نباشه. خوب منم اسمای لوس انتخاب نمی کنم اما خوب به هر حال مامان باباها یه نسل قبل تر از مان و اسمایی که به گوششون آشناست رو دوست دارن.

آخی مامانی می بینی حسابی سر هممونو گرم کردی .قربونت برم الان که دارم می نویسم هم تکون می خوری. نمی دونی وقتی حرکت می کنی چقدر خوشحال می شم آخه همش نگرانم که حالت خوب باشه.

خدایا دختر کوچولومونو به خودت می سپرم.بوسسسسسسسسسسسسس برای خدا و همسری و نی نی

راستی دکتری بهم گفت دیگه قرص مولتی ویتامینتو نخورم چون اضافه وزن داری.الان ۷۲ کیلو شدم اما قبل بارداری ۵۵ کیلو بودم( برا خودم باربی بودم) خداکنه بعد از زایمان مثه اولم بشم . یه شربت کلسیم به جاش برام نوشت گفت الان بچه بیشتر به این نیاز داره.اسید فولیکم گفت دیگه نخوری هم مهم نیست چون اعصاب بچه شکل گرفته و بهش نیازی نداره.

خلاصه هرچی یادم بود نوشتم شاید نوشته هام به درد مامانای باردار دیگه هم بخوره.من که کلی از وبلاگ مامانای دیگه استفاده می کنم. الهی خدا نی نی ها و خانوادشون رو براشون نگه داره.اینم دعای آخر

فعلا بای بای

 

+ نوشته شده در  89/11/11ساعت 13:52  توسط مامان یمنا  |